احمدی نژاد شباهت بسياری به مهاجم تيم ملی فوتبال ايران دارد!
هر دو يا به اوت می روند يا در آفسايد هستند!
با برخورد نخستين بمب به ايران، جنگ جهاني سوم، كليد ميخورد!!!
در ابتدا نکاتی در باب جنگ جهانی دوم بر اساس پیشگویی های نوسترآداموس :
يک سردار, از آلمان بزرگ خواهد آمدوپيشنهاد کمک ظاهری خواهد کرد . اما اميرالامرا ميداند که وی حيله بکار ميبرد بهمين جهت شورش بوجود آمد و جويهای خون براه افتاد.
در اين رباعی منظور نوستراداموس از امیر الامرا همانا بزرگترین زمامدار میباشد که در اين مورد استالين است و سردار بزرگ هيتلر و کمک ظاهری و حيله, پيماني است که در سال ۱۹۳۹ ميلادی بين آلمان و روسيه بسته شد و هر دو ميدانستند که آن پيمان اساس و عمق ندارد وبين آندو جنگ شروع شد.
البته این مطلب فقط برای آغاز بود برای خواندن در مورد جنگ جهانی سوم لینک ادامه مطلب را ببینید !
ادامه مطلب
جهان سوم كجاست ؟؟
جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش
خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب
مملكتش بكوشد.
يشنويس قطعنامه تحريم ايران، سرانجام با جلب توافق روسيه تهيه شد و اکنون تمام تلاش درحال انجام است تا قبل از پايان سال ميلادی که کمتر از سه هفته به آن مانده، اين قطعنامه از تصويب شورای امنيت سازمان ملل گذشته و به اجرا گذاشته شود.
در قطعنامه جديد تاکيد شده که چنانچه آژانس بينالمللی انرژی اتمی توقف کامل فعاليتهای هستهای ايران را تائيد کند امکان لغو تحريمهای وجود دارد. سه ماه پس از تصويب قطعنامه، چنانچه محمد البرادعی مديرکل آژانس بينالمللی انرژی اتمی به شورای امنيت سازمان ملل اعلام کند که ايران غنیسازی اورانيوم و توليد آب سنگين را متوقف کرده، پروسه اعمال تحريمها متوقف خواهد شد.
اين پيش نويس توسط فرانسه و انگلستان ارائه شد و همزمان با آن اعلام شد که روسيه با مفاد آن موافقت کرده است. در تائيد همين گزارش، سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه گفت که اين پيشنويس نظرات روسيه را تامين می کند و با مواضع مسكو برای اعمال فشار به تهران برای بازگشت به ميز مذاكرات همخوانی دارد. البته همكاری روسيه برای ساخت و راهاندازی نيروگاه بوشهر در پيشنويس جديد قطعنامه عليه ايران وجود ندارد زيرا اين يک پروژه شناخته شده توليد انرژی هسته ايست.
۲-افزایش تبلیغات سوئ علیه ایران مبنی بر نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم و افزایش تهدید ایران در منطقه توسط قدرتهای بزرگ.
۳-بحرانی شدن پرونده هسته ای و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت.
۴-توقف در پروژه های عمرانی و صنعتی.
۵-کاهش سرمایه گذاری خارجی در ایران.
۶-رکود در بورس و کاهش ارزش سهام.
۷-نیمه تعطیل شدن عسلویه بزرگترین قطب اقتصادی ایران و تعطیلی شرکتهای موجود در آن.
۸-توقیف کتب و نشریات مخالف و منتقد و حتی بیطرف.
۹-افزایش تعرفه آب و برق و گرانی مایحتاج ضروری مردم از قبیل لبنیات ،گوشت،محصولات میوه ای،شکر،لباس،کفش ،گوشی تلفن همراه و...
۱۰-افزایش کرایه های تاکسی،مترو و اتوبوس.
۱۱-افزایش اجاره مسکن و بهائ مسکن.
۱۲-آغاز برخورد نیروهای امنیتی و امر به معروف با مردم عادی در سطح شهرها به بهانه برخورد با بد حجابی.
"قدرتالله عليخانی" عضو كميسيون امنيتملی و سياستخارجی مجلس از فراکسيون اقليت روز گذشته فاش ساخت که نيروی انتظامی به بهانه نداشتن توان و امکانات، شانه از زير بار حافظت ازصندوق های رای خالی کرده و آن را به بسيج واگذار کرده است. به اين ترتيب حزب پادگانی برای پيروزی در انتخابات، خود حافظ صندوق های رای هم شده است!
عليخانی گفت: طبق اطلاعات و گزارشهای رسيده توافقاتی به عمل آمده كه اكثر صندوقهای رأی در انتخابات 24 آذر به بسيج سپرده شود. عليخانی گفت: به وزارت كشور و نيروهای بسيج هشدار میدهيم كه از هرگونه ديدگاهی كه باعث تضييع حقوق ديگران شود، پرهيز كنند. به نظر ما اين اقدام كاملاً سياسی و با هماهنگی سياسی و جناحی صورت گرفته است. انتظار میرود هر چه زودتر جلوی اين حادثه گرفته شود.
در مجلس فاش شد
شمار مردودین مدارس ایران
از یک میلیون به 4 میلیون رسید
در جریان اعتراض و سئوال یک نماینده مجلس از وزیر آموزش و پرورش دولت احمدی نژاد فاش شد که شمار مردودین دانش آموزی از یک میلیون به چهار میلیون رسیده است.
نماينده بجنورد که مستقیما از وزیر آموزش پرورش "فرشیدی" در مجلس سئوال می کرد، علاوه بر فاش ساختن آمار مردودین مدارس، از تعويض پياپي معلمين، تنبيه بدني دانشآموزان در برخي مناطق و حقوق نازل معلمين نیز سخن گفت و رسما خواستار آمار دقیق این واقعیات در آموزش و پرورش شد تا مردم بدانند درمدارس کشور چه می گذرد.
وزیرآموزش و پرورش در پاسخ به این نماینده مجلس گفت:
مهمترين عامل كاهش انگيزه دانش آموزان برای تحصیل، نگراني از وضعيت آینده شغلی است. البته سرگرميها رايانهاي هم مزید برعلت است
!!!!
ادامه مطلب
اما براستی منظور نیچه از اخلاق ستیزی ما را به کجا می برد!؟آیا غرض از اخلاق ستیزی پذیرش" اخلاق سروران" به جای" اخلاق بندگان" است؟آیا با رد جهانگستری اخلاق باید به نسبیت باوری در اخلاق برسیم؟آیا اخلاق ستیزی با هرگونه ارزش گذاری هم در تضاد است یا صرفآ با هر نوع ارزش گذاری اخلاقی در تنش است؟
نیچه در کتاب "فراسوی نیک و بد" نظامهای اخلاقی را به دو گروه:اخلاق سروران و اخلاق بندگان تقسیم می کند.(ص.265ترجمه داریوش آشوری)
او در ادامه مسیحیت را نمونه برجسته اخلاق بندگی می داند و ریشه این اخلاق را در ترس و بد طینتی و ضعف می یابد.او مدعی ست که جامعه بشری همواره دارای ساختار طبقاتی بوده و شامل دو گروه:سروران و بندگان!!
سروران هم انسانهای نیرومندی با ویژگی های جسور و بی باک و تندخو و جنگجو و بندگان که همان توده مردم محسوب می شوند:ضعیف و ترسو و دل رحم!او ادامه دهد که اخلاق مسیحی پوششی ست برای پنهان کردن ضعف مردمان گله صفت!!و تضعیف مردمان والا و شخصیت های قوی!و مسیحیت با ظاهری فروتن و خوش قلب در مقام محافظ منافع افراد ضعیف گامی ست در جهت انحطاط و سقوط بشر!
اما سوال من آن است،چرا سروران از بندگان ارزنده تر اند؟
و نیچه پاسخ می دهد:مردمان قوی به علت خصایص منحصر به فردشان نقش موثرتری در بهبود وضع کلی بشر دارند!انسانهای قوی پلی هستند میان ابرمرد و بشر!
پس نتیجه می گیریم قبل از ارزش گذاری کاری که فرد انجام می دهد ابتدا باید از او بپرسیم که متعلق به کدام طبقه است؟سروران یا بندگان؟آیا در جهت حرکت انسان به سوی ابرد مرد هست یا نه؟مثلآ خودخواهی در سروران امری مثبت اما در بندگان خصلتی ناپسند است!و اینگونه است که ابرمرد دارای خصلت ذاتی ست!
باز هم می توان پرسید : بر چه اساسی ابرمرد دارای ارزش ذاتی ست؟
نیچه پاسخ واضحی به این پرسش نمی دهد اما شاید با نگاهی به زندگی روزمره به خوبی دریابیم که عمومآ برای افراد قوی و استثنایی ارزش بیشتری قائلیم حتی اگر از لحاظ فکری مثل ما نباشند.و اینجا جنگی در می گیرد بین استدلال زیبایی شناسانه و چشم انداز اخلاقی!و نیچه ارزش های زیبایی شناسانه رابه ارزش های اخلاقی ترجیح داده و حفظ شخصیت های استثنایی را بر عدالت اجتماعی ارجح می داند.
البته نقد نیچه به اخلاق ، به اخلاق مسیحی محدود نمی شود و شامل بسیاری از ادیان بوده و حتی دیگر اصول اخلاقی را هم در بر می گیرد.(البته به جز اخلاق ارسطو »ر.ک به Filippa Foot,virtues and vices,p.90)
هر دستگاه اخلاقی فرد را موظف به درجه ای از خویشتن داری می کند که نیچه در پاسخ به این مسئله اخلاقیون خشکه مقدس را به دلیل سرکوب غرائز بشری سرکوب کرده و نقش انضباط در جامعه بشری را تایید کرده و بر اهمیت مقررات و محدودیت های اجتماعی در ایجاد تمدن بشری تاکید می ورزد.زیرا که در مورد اول مسئله بازگشت به انسان طبیعی مطرح است و در مورد دوم هم اشتباه مسیحیت.البته به نظر نیچه دشمنی کلیسا با فکر چه بسا بیشتر از دشمنی او با غرائز است.
اما نیچه در ادامه هر کوششی را برای وضع قوانین و رفتار عام و کلی محکوم می کند.زیرا که به اعتقاد او قواعد کلی تفاوتها را از میان می برند و مردم را در خواست و نیاز هایشان یکدست می کنند.نیچه حتی ویژگی های مطلوب سروران را برای همه پیشنهاد نمی کند زیرا که برای همه دست یافتنی نبوده و فقط مختص افراد قوی و استثنایی می باشند.در نتیجه نیچه برای حفظ این گروه قوی ، همه قوانین اخلاقی را مردود می شمارد و در گام نخست با مفهوم "عدالت" دست به گریبان می شود!یعنی هیچ کاری به طور مطلق خوب یا بد نیست!باید قبل از هرچیز مشخص شود این کار را چه کسی انجام داده است؟و بدین ترتیب تنها سروران هستند که "ارزش آفرین" و "زیبایی آفرین" اند و سایرین ابزاری هستند برای پرورش سروران!!(ر.ک به فراسوی نیک و بد ص 257)
و اینجا از بین مفاهیم :حقیقت عدالت و زیبایی!زیبایی برگزیده می شود! اما تفاوت بسیاری میان هنرمندی که پایه گذار سبک جدیدی بوده و انقلابی شگرف در نظم موجود بوجود آورده و ابرمرد نیچه وجود دارد.زیرا که پیروزی هنرمند یا متفکر بر نظم موجود به هیچ وجه حاکمیت اراده یک فاتح بر جنگ باختگان نیست! بلکه نو آوری او به تدریج از طرف سایرین پذیرفته می شود اما ارزش های ابر مرد به جامعه تحمیل می شود و مردم به آن تن در می دهند.
نیچه یکی از مخالفان سرسخت برابری در جامعه است.زیرا که این عدالت احتمالآ تقابل ویژه ای با ارزش آفرینی سروران دارد!
اگر برابری واقعی و برابری اخلاقی را از همه تمیز بدهیم و قبول کنیم که بشریت صرف از نظر از گوناگونیشان دارای ویژگی ها و نیازهای مشترک اند،می توان برای آنها حقوق برابر قائل شد.مثلآ در جامعه دموکراتیک صرف نظر از تواناییهای فکری همه افراد حق آزادی بیان و شرکت در تصمیم گیری های عمومی را خواهند داشت.
اما به گمان نیچه به انسانهای نابرابر نباید فرصت های یکسان داد!اشاره های مکرر او به نابرابری مردمان موید این نکته است:
» که مفهوم برابری جایی در دستگاه فکری او نداشته و به صراحت آمادگی خود را برای قربانی کردن "میانمایگان" و حفظ نژاد برتر اعلام می کند! (ر.ک به فراسوی نیک و بد ص254)
نیچه در مقابل متفکران روشنگری چون "کانت"قرار می گیرد و بر خلاف "مارکس" و "کانت" که هرگونه بهره کشی از انسانها را مغایر عدالت اجتماعی می دانند،بهره کشی را وجه ذاتی زندگی و هر رابطه اجتماعی می شمارد!
البته نتیجه که نیچه پیرامون مفهوم "برابری" می گیرد آنقدر ها هم دور از ذهن نیست!زیرا که اگر قدرت نابرابر میان اعضای یک جامعه توزیع کنیم امکان بهره کشی یک گروه توسط گروه دیگر را مشروع خواهیم کرد.
البته نیچه بارها به صراحت اذعان می کند که این نابرابری ضرورت زندگی ست و هرگونه مقاومت در برابر آن نشانه ای از خواست نفی زندگی!(ر.ک به فراسوی نیک و بد ص255)
او معتقد است که مبنای فهم و توضیح همه رفتارها از علم و هنر و فلسفه گرفته تا اخلاق ومذهب کسب قدرت است!(تاریخ فلسفه،از فیشته تا نیچه ص397)
نتیجه طبیعی خواست قدرت (که به عقیده او "جوهر زندگی" است) سلطه فرد بر فرد دیگر است که در حالت تعمیم یافته کنش انسانی را لازمه ابراز زور و جبر می داند!
اما این تنها دلیل نیچه برای توجیه جامعه طبقاتی نیست!
او در ادامه دلیل دوم را نیاز جامعه به تولید مادی می داند. او در "خواست قدرت ،قطعه 889" می نویسد:
تولید مادی یعنی درگیر شدن با کار مکانیکی و مکرری که برای انسان والا ناخوشایند است...
و اینگونه است که در جامعه طبقاتی مورد نظر نیچه:
گروهی به تولید مادی پرداخته و گورهی دیگر به ارزش آفرینی مشغولند!!!
البته به روشنی می توان دریافت که نگاه نیچه به نظام سرمایه داری و ظرفیت آن در پیشرفت تکنولوژی به اندازه "مارکس" جامع و کامل نبوده.زیرا به درستی استفاده هر چه بیشتر نظام سرمایه داری از تکنولوژی ضرورت شرکت بخش اعظم جامعه در پروسه تولید را از میان می برد . بدین ترتیب یکی از شرط های ساختن جامعه آزاد را در اختیار بشر قرار می دهد.اما نیچه تا به آنجا پیش می رود که ضعف اکثریت جامعه را به یک سری ویژگی های جسمانی هم نسبت می دهد که احتمالآ امکان بازگشت قدرت به آن منتفی ست!(فراسوی..ص264/خواست قدرت ص74)او در ادامه با هر دستگاهی که امکان شرکت توده وسیع مردم در تصمیم گیری های عمومی را پدید می آورد به شدت مخالفت می ورزد!
» حرف آخر:
برای نتیجه گیری در باره "نیچه" و زبان گیرا و شاعرانه ای که به کار می گیرد هنوز بسیار زود است.در تمام طول مدتی که به مطالعه کتب نیچه مشغول بودم بارها از شیوایی کلامش به وجد آمدم...زبان یک شاعر که فلسفه می داند بسیار بیشتر به دل می نشیند اما فراموش نمی کنم که آنچه نیچه با آن مخالفت می ورزد توده عظیم زحمتکشی ست که اگر امروز دست به گریبان ضعف است نه به دلیل خصایص گله صفت اوست ،که تنها و تنها نتیجه همان خط کشی هایی ست که کسی را به ارز ش گذاری می نهد و دیگری را در کارخانه محبوس می کند.می خواستم برای نیچه بنویسم که روح آدمی مریض می شود اگر گاهی زیبایی نیافریند!و باز مریض تر می شود اگر گله صفت خطابش کنند!
بله آقای نیچه!فاجعه ای که اکثریت بی اطلاع در طول تاریخ بوجود آورده اند طوماری ست بس دراز!
اما براستی که غفلت و تعصب این اکثریت تابع آن معادلات اجتماعی ست که از دسترس آنها به کلی خارج است!آخر شما آنها را خارج کرده اید!تا نخوانند و ندانند!
می خواهم بپرسم:
آیا آنچه در طول یک قرن پس از شما روی داده نتیجه همدردی و دموکراسی و انسان دوستی بوده و یا به عکس رویداد های این سالها موید آن است که تنها امید ادامه راه در آن است که خودپرستی و نفع پرستی جایش را به همکاری و همدردی و قبول این اصل که نفع فرد در گرو نفع جمع است بدهد؟
آیا فلسفه ای که پایه و اساسش را بر بهره کشی و سلطه جویی می گذارد پاسخگوی مشکلات پیچیده انسان قرن 21 است؟
و براستی آن فلسفه ای که اساسش را بر انسانیت می گذارد و توافق عقلی و جمعی را محترم می شمارد می تواند فضا را برای زندگی انسانهایی فراهم کند که همگی سروران اند!
« ای دریغ! ما که تمام زمین و زمان را مهربان می خواستیم...خود با یکدیگر مهربان نبودیم هرگز...یاور هم نبوده ایم هرگز...
پاسخ اينست كه اولا ما نسبت به اهل بيت هميشه بايد تعظيم و تكريم كنيم.۲۱۰سال پيش ازاين، پادشاهانی آمدند و اينجا را طلاكاری كردند، حالا ما بياييم طلاها را برداريم و كاشی جايش بگذاريم؟۱آيا نخواهند گفت كه چرا جمهوری اسلامی اينگونه عمل كرد. ثانيا ان كسانی كه پول برای اينجا دادند گفتند: اگر برای طلای گنبد میخواهيد ما پول میدهيم، اما اگر برای مصرف ديگری میخواهيد، ما يك ريال هم نمی دهيم!با اين موارد ما چه كنيم؟»
آيت الله مسعودی. توليت آستانه حرم حضرت معصومه.همشهری ۱۳ آذر ۸۴.شماره ۳۸۶۵:
گنبد طلای حرم حضرت معصومه با مبلغی بيش از ۳۵ميليارد ريال و با استفاده از ۲۴۰ كيلوگرم طلابازسازی شده است.
در مورد بيانات آقای مسعودی چند نكته به ذهنم رسيد.ايشان اينگونه اقامه دليل نموده اند كه به اين علت برای بازسازی گنبد از طلا بهره برديم تا نسبت به اهل بيت تكريم و تعظيم نماييم. حال جای اين پرسش است كه آيا اگر گنبد كاشی بود تكريم و ارادت به اهل بيت ابراز نمی شد. آيا تنهاصورت وظاهر امر مورد توجه است و" الاعمال و بالنيات" نيست. بارها شنيده ايم چراغی كه به خانه رواست به مسجد حرام است. در پس اين سخن دنيايی معنی وجود دارد. يعنی خداوند حق نفس و حق الناس را بر حق خود مقدم میداند. ميليارها پولی كه صرف عرض ارادت شد اگر خرج درمان معضلات مردم قم ميشد بهتر نبود؟ در ادامه عرض میكنند كه پادشاهان چنين كردند و ما اگر نكنيم چنان میگويند. اگر آن پادشاهان اعمالشان صحيح و از روی نيت پاك بوده چرا امروز مورد نفرت و مزمتند. آنها هم اشتباه كردند. در حالی كه مردم از فقر تنگ دستی به ستوه آمده بودند و كشور در منجلاب عقب ماندگی دست پا ميزد اين امور زايد و غير ضروری بود. مطمئن باشيد اين عملشان يا از روی جهل بوده و يا از سر ريا. بهترين افتخار برای جمهوری اسلامی بايد اين باشد كه به سيره اين بزرگان رفتار كند. وگرنه حرم های اين بزرگان را آب طلا بگيريد آنگه كه قدمی در راه خلق خدا برنداريد، تا زمانی كه عدالت مستقر نباشد، به ظلم حكم داده شود ذره ای اثر نخواهد داشت.
در ادامه اضافه نمودند كه پول را برای طلای حرم دادند وگرنه ريالی نمی دادند. خودت حديث مفصل بخوان از اين مجمل. آيا نيت آنان كه اين سخنان را گفته اند مشخص است. اين جملات برای ذهن هر انسان منصفی اين سوال را در پی میآورد كه كدام مومنی برای مقبره ای اين هزينه را میكند در حالی كه برادران و خواهران هم كيشش در فقر تنگ دستی به سر میبرندو اين وضعيت عامل بسياری از مفسدها نيز شده است بازهم تاكيد دارم كه اگر قصد ثواب است مصداقش نه طلا كاری گنبد كه صرف اين هزينه در راه حل مشكلی از مردم قم بود. میتوانستند اين كار را هم به نام آستان حضرت معصومه انجام دهندكه اثر به مراتب از اين طلا كاری بيشتر بود. با خود بيانديشيد مردمی كه به نان شب محتاجند چه فكر میكنند اگر بدانند برای گنبد طلا ميلياردها هزينه میشود و آنگاه بسياری طرحهای عمرانی به علت كمبود اعتبار چند ميليونی انجام نمی پذيردمن خواستم اينگونه به زبان خود اين دوستان به نقد اين عمل بپردازم. وگرنه در دايره عقل و منطق، بدون در نظر گرفتن تعصبات و اعتقادات مشكوك و مجعول مذهبی، برخی امور صورت گرفته به نام حضرات منتسب به عنوان اهل بيت جای شبهات بسياری دارد.
در نظر گرفته شده برای ناباوران به جرم ناباوری به اسلام در آخرت:
آیا موجودی که باعث و بانی اینگونه مجازات ها شود میتواند مهربان و اخلاقمدار باشد؟
سوره نساء آیه 56
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا.
آنان را که به آيات ما کافر شدند به آتش خواهيم افکند هر گاه پوست تنشان بپزد پوستی ديگرشان دهيم ، تا عذاب خدا را بچشند خدا پيروزمند وحکيم است.
سوره کهف آیه 29
وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا.
بگو : اين سخن حق از جانب پروردگار شماست هر که بخواهد ايمان بياوردو، هر که بخواهد کافر شود ما برای کافران آتشی که دود آن همه را در برمی گيرد ، آماده کرده ايم و چون به استغاثه آب خواهند از آبی چون مس گداخته که از حرارتش چهره ها کباب می شود بخورانندشان ، چه آب بدی و چه آرامگاهی بد.
سوره غافر آیه 71، 72، 73
إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ ؛ فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ؛ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ.
آنگاه که غلها را به گردنشان اندازند و با زنجيرها بکشندشان ؛ در آب جوشان ، سپس در آتش ، افروخته شوند ؛ آنگاه به آنها گفته شود : آن شريکان که برای خدا می پنداشتيد کجا هستند؟
سوره اعراف آیه 179
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ.
برای جهنم بسياری از جن و انس را بيافريديم ايشان را دلهايی است ، که بدان نمی فهمند و چشمهايی است که بدان نمی بينند و گوشهايی است که بدان نمی شنوند اينان همانند چارپايانند حتی گمراه تر از آنهايند اينان خود غافلانند.
سوره النبأ آیات 21 تا 25
إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا لِلْطَّاغِينَ مَآبًا لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا جَزَاء وِفَاقًا إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا.
جهنم در انتظار باشد؛طاغيان ، را منزلگاهی است ؛ زمانی دراز در آنجا درنگ کنند ؛ نه خنکی چشند و نه آب، جز آب جوشان و خون و چرک ؛ اين کيفری است برابر کردار زيرا آنان به روز حساب اميد نداشتند.
سوره بقره آیه 24
فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ.
و هر گاه چنين نکنيد که هرگز نتوانيد کرد پس بترسيد از آتشی که برای کافران مهيا شده و هيزم آن مردمان و سنگها هستند.
سوره آل عمران آیه 10
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُولَـئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ.
کافران را داراييها و فرزندانشان هرگز از عذاب خدا نرهاند آنها خود، هيزم آتش جهنمند.
|
دسته گل جديد احمدی نژاد |
|
نشريه "خليج تايمز" چاپ امارات در تاريخ 1/10/2005 مصاحبه اختصاصی خود با احمدی نژاد را منتشر كرد. اين مصاحبه و اظهار نظرهای آب نكشيده احمدی نژاد در آن، موجی از تفسيرها را در منطقه و سپس خبرگزاریهای بين المللی موجب شد. خبرگزاری ايسنا حتی خبر اعلام اين مصاحبه و ترجمه فشرده آن را نيز پس از اندك زمانی حذف كرد و سيمای جمهوری اسلامی نيز كه معمولا اخبار احمدی نژاد را وسيعا پوشش میدهد دراين باره سكوت كرد. جز دستور از بيت رهبری، هيچ دليل ديگری برای سانسور كامل مصاحبه مسئله ساز احمدی نژاد وجود نداشت. كار به اينجا خاتمه نيافت و دفتر رياست جمهوری نيز مجبور به تكذيب سخنانبیدرو پيكر احمدی نژاد شد. احمدی نژاد در اين مصاحبه از بكار بردن نفت بعنوان سلاح سخن گفت كه گويا كشوررا پيشاپيش درگير جنگ دانسته و بفكر استفاده از سلاح افتاده است. او بدون اينكه معنای عميق حرفهای خود و سمتی كه بر صندلی آن نشانده شده را بداند، كشورهای طرف اقتصادی ايران را كه در حال خريد نفت از ايران هستند تهديد كرد و گفت كه در صورتيكه آنها در آژانس اتمی برعليه ايران رای بدهند با سلاح نفت به جنگ آنها خواهد رفت! احمدی نژاد در بخشی از اين مصاحبه از تهديدات مقامات ايرانی مبنی بر خروج از NPT و بالا بردن قيمت نفت از اين نطريه دفاع كرده و آنرا كار هر آدم زرنگ و عاقلی دانسته كه بهر طريق از استقلال كشور خود دفاع ميكند! او در باره آزادیهای سياسی در ايران گفت كه انتخابات اخير رياست جمهوری نشان داد كه ايران خيلی هم كشورآزادی است. جنجال برانگيزترين بخش مصاحبه احمدی نژاد كه تمام خبرگزاریها بعنوان تهديد جهان غرب توسط ايران مخابره كردند گفت: اگر پرونده ايران به شورای امنيت برود ما بكارهای متعددی از جمله توقف فروش نفت و پايان دادن به بازرسیهای آژانس و خروج از ان پی تی دست خواهيم زد. |
گمراه کردن انسان از طرف خداوند در قرآن
النساء آیه 88 صفحه 93
چیست شما را که درباره منافقان دو گروه شده اید، و حال آنکه خدا آنان را به سبب کردارشان مرودو ساخته است؟ آیا میخواهید کسی را که گمراه ساخته هدایت کنید؟ و تو راهی پیش پای کسی که خداوند گمراهش کرده نتوانی نهاد.
سوره النسا آيه 143
و هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی يافت
سوره الرعد آيه 33
و هر کس را خدا گمراه کند، راهنمايی برای او وجود نخواهد داشت
سوره الزمر آيه 23
و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمايی برای او نخواهد بود
سوره الزمر آيه 36
و هر کس را خداوند گمراه کند، هيچ هدايت کنندهای ندارد
سوره فاطر آيه 8
خداوند هر کس را بخواهد گمراه می سازد و هر کس را بخواهد هدايت میکند
سوره الاعراف آيه 186
هر کس را خداوند گمراه سازد، هدايت کنندهای ندارد. و آنها را در طغيان و سرکشیشان رها میسازد، تا سرگردان شوند
سوره المدثر آيه 31
اين گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه میسازد و هر کس را بخواهد هدايت میکند
سوره الرعد آيه 31
اگر بوسيل. تازينامه، کوهها به حرکت درآيند يا زمينها قطعه قطعه شوند، يا بوسيل. آن با مردگان سخن گفته شود، باز هم ايمان نخواهند آورد! ولی همه کارها در اختيار خداست! آيا آنها که ايمان آوردهاند نمیدانند که اگر خدا بخواهد همه مردم را به اجبار هدايت میکند
سوره الشعرا آيه 4
اگر ما اراده کنيم، از آسمان بر آنان آيهای نازل میکنيم که گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد
الانعام 25
پارهای از آنها به سخنان تو، گوش فرامیدهند. ولی بر دلهای آنان پردهها افکندهايم تا آن را نفهمند. و در گوش آنها، سنگينی قرار دادهايم و آنها بقدری لجوجند که اگر تمام نشانههای حق را ببينند، ايمان نمیآورند. تا آنجا که وقتی به سراغ تو میآيند که با تو پرخاشگری کنند، کافران میگويند: اينها فقط افسانههای پيشينيان است!
الانعام 107
اگر خدا میخواست، همه به اجبار ايمان میآوردند، و هيچ يک مشرک نمیشدند. و ما تو را مسؤول اعمال آنها قرار ندادهايم. و وظيفه نداری آنها را به ايمان مجبور سازی!
الانفال 17
اين شما نبوديد که آنها را کشتيد. بلکه خداوند آنها را کشت! واين تو نبودی ای پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها انداختی. بلکه خدا انداخت! و خدا میخواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبی کند. خداوند شنوا و داناست
الماده گوساله(بقره) 7
خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده. و بر چشمهايشان پردهای افکنده شده. و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست
التوبه 51
بگو: هيچ حادثهای برای ما رخ نمیدهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرر داشته است. او مولا و سرپرست ماست. و مؤمنان بايد تنها بر خدا توکل کنند!
آل عمران 145
هيچکس، جز به فرمان خدا، نمیميرد. سرنوشتی است تعيين شده. بنابر اين، مرگ پيامبر يا ديگران، يک سنت الهی است هر کس پاداش دنيا را بخواهد و در زندگی خود، در اين راه گام بردارد، چيزی از آن به او خواهيم داد. و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او میدهيم. و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد
ابراهيم 4
ما هيچ پيامبری را، جز به زبان قومش، نفرستاديم. تا حقايق را برای آنها آشکار سازد. سپس خدا هر کس را بخواهد و مستحق بداند گمراه، و هر کس را بخواهد و شايسته بداند هدايت میکند. و او توانا و حکيم است
الصافات 96
با اينکه خداوند هم شما را آفريده و هم بتهايی که میسازيد!
يعنی نابودی قطعی مملكت
كسانی بايد پاسخگوی فقر و فساد و بحران كنونی جامعه
باشند كه 16 سال غير پاسخگو مصدر قدرت بوده اند.
درپس شعار زيبای عدالت، تاريكخانههای جنايت میخواهند بر مملكت سلطه پيدا كنند و تحجر، سانسور، عوامفريبی و عوامزدگی را حاكم كنند. مخفی ماندن همه تصميمها و اراده مادامالعمر شدن حاكمان امروز بيش از هميشه جمهوريت نظام را تهديد میكند. بزرگترين و ضروری ترين اصلاح مملكت، اصلاح درون حكومت، در بالاترين كانونهای آنست. مشكل اصلی كشور كه هميشه سبب عقبماندگی اجتماعی و اقتصادی شده و فرصتهای تاريخی جهشهای علمی و فنی را از كشور گرفته چيزی نيست، جز شيوهای از حكومتگری با اختيارات گسترده و پاسخگويی اندك و يا هيچ. اگر امروز فساد، تبعيض و فقر واقعيت داشته باشد، آيا جز اين است كه حاصل عملكرد 16 ساله كسانی است كه همواره و هميشه مصدر قدرت بودهاند و پاسخگو نبودهاند؟
تشكلزدايی چنان در دستور روز حاكميت است كه حتی احزاب سنتی پر سابقه جناح راست نيز از صحنه كنار زده میشوند.
عدالت از ديد ما نه توزيع فقر است و نه حركتهای ظاهری شعارگونه مثل رنگين كردن سفرههای مردم با پول نفت و نه اينكه همه كشور را به كميته امداد بسپاريم. مملكت را نيز نمی توان براساس خواب و ادعای ماموريت از طرف امام زمان اداره كرد. انرژی اتمی نيز اگر بر مبنای جنگ و خشونت باشد، جز عليه مصالح ملی نخواهد بود و منافع ملی، تكنولوژی جديد، امنيت كشور و دستاوردهای علمی و تكنولوژيك كشور را برباد خواهد داد.
آلمان
گسترش بازداشت اعضای شبكه
فروش قطعات موشكهای شهاب ايران
هفته نامه اشپيگل چاپ آلمان، هفته گذشته گزارش فروش و ارسال غير قانونی" مقاديری تجهيزات وجرثقيل ويژه " جهت استفاده در ساخت راكتهای شهاب از سوی يك شركت توليد كننده و يك شركت دلال آلمانی به جمهوری اسلامی را اعلام كرد. فروش اين جرثقيل ويژه باعث نگرانی جدی مقامات سياسی آلمان وآمريكا گرديده است. اشپيگل در ادامه گزارش قبلی خود، روزگذشته( شنبه) گزارش داد كه در اين رابطه، روز پنجشبه يكی از مسئولين شركت مذكور از طرف دادستانی آلمان دستگير شده است. با دستگيری فرد مذكور، اكنون يك جنجال سياسی ديگر به مورد قبلی افزوده شده است، زيرااطلاعات جديد نشان ميدهد كه شركتهای دخيل در امر فروش تجهيزات ذكر شده، علاوه برعدم رعايت قوانين مربوطه، به اتهامات امنيتی از جمله زير پا گذاشتن قوانين سازمانهای اطلاعات وامنيت آلمان نيزمتهم شده اند.زيرا علاوه بر تجهيزات مذكور، "دستگاههای كامپيوتری ويژه "ای را نيزبه جمهوری اسلامی فروخته وارسال داشته اند كه اين در ساخت سری راكتهای شهاب قابل استفاده میشوند. بنا به گزارش دادستانی كل آ لمان، اولين سری اين نوع تجهيزات درسال2002 از جانب شركتهای متخلف تحويل ايران شده است.
گاهی منادی باطلی به عمد یا از روی جهالت ، به تبیین عقیده منحط خود می نشیند که برای اصلاح این مهم و هدایت به راه راست ، نیاز به نقد افزایش می یابد .
زمانی هم موضوعاتی در قالب اندیشه بیان می شود که هرگز در مقوله اندیشه نمی گنجد لکن این نقد است که وجوه پنهان یک عقیده را برای خواننده آشکار می سازد.البته هر نقدی خود نیز نیازمند نقد است من خود را مصون از خطا نمی دانم هر چند که نقد می بایست فراجناحی باشد تا من و شما را به صواب نزدیک سازد توصیه من به خوانندگان مطالعه دقیق انتقادات است که اگر ایرادی بود من را یاری کرده تا همه جملگی میهمان خوان معنویت و معرفت باشیم .هرچند که جملات ساموئل بکت همواره در مغزم جولان می کند : (دائم سعی کردی ، دائم شکست خوردی مهم نیست باز سعی کن ، باز شکست بخور این بار آبرو مندانه تر ) اما معتقدم به قول هرتسن: (ما نمی سازیم ،بلکه ویران می کنیم ، ما حیقت تازه ای را طرح نمی کنیم ، بلکه دروغی کهنه را از میان بر می داریم ، انسان معاصر تنها پل می سازد و آن انسان ناشناخته دیگر ، انسان آینده ، از این پل خواهد گذشت ) به امید آینده می نویسم
رد صلاحيت كنيم
برای آوردن مردم به پای صندوقها
حكم حكومتی صادركنيد
ادامه جدی مذاكرات اتمی و قطعی شدن قراردادهای نفتی زير فشار امريكا به بعد از انتخابات رياست جمهوری ايران موكول شده است. همه چيز بستگی به نوع برگزاری اين انتخابات و ميزان شركت مردم در آن دارد.
درتهران از كشاكشهای بسيار جدی (درحد قهر و درشت گوئی توام با تهديد يكديگر) در پشت صحنه حكومتی سخن گفته میشود. اين كشاكش بر سر انتخابات رياست جمهوری است، اما بيش از آنكه بر سر كانديداها و بويژه مسئله آمدن يا نيآمدنهاشمی رفسنجانی باشد، بر سر عواقب برگزاری يك انتخابات فرمايشی است.
گفته میشود احمد جنتی گفته" من رد صلاحيت میكنم و پايش هم میايستم. مردم میخواهند بيايند به صحنه میخواهد نيآيند"
هاشمی گفته "من دلم نمی خواهد از درخت آويزان شوم"
رهبر با تائيد صلاحيت "معين" موافق است و به مخالفان توصيه كرده شما كاری كنيد كه رای نيآورند، نه آنكه رد صلاحيت كنيد و باعث اعتبار آنها شويد.
جنتی و محمد يزدی دو آيت الله شورای نگهبان با هم زاويه پيدا كرده اند و در اين كشاكش جديد، آيت الله لاريجانی درشورای نگهبان پشت احمد جنتی قرار گرفته است. آنها به شمول چند تنی از اعضای جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه علی اكبر ناطق نوری با آنها ملاقات كرده به رهبر كه نگران عدم شركت مردم در انتخابات است و به همين دليل با برخی رد صلاحيتها مخالفت كرده توصيه كرده اند "حكم حكومتی شركت درانتخابات" صادر كند.
هاشمی رفسنجانی با آگاهی از اين بازی علی اكبر ناطق نوری پيام داده است" مردم كه نماينده مجلس و عضو كابينه و امام جمعه نيستند كه با حكم حكومتی بروند سر صندوق يا نروند. ما هنوز از ضربه احمد جنتی در جريان مجلس هفتم نتوانسته ايم كمر راست كنيم.
به رفسنجانی گفته شده " شما چرا اينقدر با رد صلاحيتها مخالفيد؟ اين كه به نفع شماست. اگر معين بيايد رای شما را میگيرد!"
هاشمی گفته: " شما ابراهيم يزدی را تائيد صلاحيت كنيد تا آراء آنها را تقسيم كنيد، من هم كابينه ائتلافی ام را قبل از انتخابات اعلام میكنم كه حتما خيلی از مشاركتیها با آن موافقت خواهند كرد و رای آنها را میگيرم."
هاشمی شاهرودی و محمد خاتمی با نظراتی تقريبا مشابه به رهبر توصيه كرده اند جلوی جنتی و برخی از آقايان فرماندهان نظامی كه ديدارهای انتخاباتی با اعضای شورای نگهبان دارند بايستد تا بتوان يك انتخابات مورد قبول برگزار كرد. خاتمی بر خطرات نظامی ماههای مرداد و شهريور تاكيد كرده و گفته است" آنها بر سر مذاكرات اتمی دارند ما را سر میدوانند تا ببينند چگونه انتخاباتی برگزار میكنيم. شركتهای بزرگ نفتی قراردادهائی كه موافقتنامههای آنها هم تنظيم شده معطل نگهداشته اند وبیپرده میگويند كه منتظر انتخابات اند. آنها منتظر مذاكره با آقای لاريجانی و يا رفسنجانی و يا معين و كروبی و بقيه آقايان نيستند، بلكه منتظر شركت نكردن مردم در انتخابات اند تا زمينه حمله را بسنجند!"
دراين ميان "ميرحسين موسوی" همچنان بعنوان يك آلترناتيو ترسناك در مقابل رهبر و شورای نگهبان مطرح میشود. آلترناتيوی كههاشمی رفسنجانی نيز همانقدر از آمدن وی بيم دارد كه رهبران موتلفه اسلامی و گروهی از فرماندهان نظامی.هاشمی دراين زمينه، با اشاره به تقاضاهائی كه اخيرا از ميرحسين موسوی برای آمدن به صحنه شده گفته است" اين تحريكات را اطرافيان آقای خامنهای میكنند. میخواهند من را تا آخرين لحظه در ترديد نگهدارد و بترسانند."
از قول شاهرودی نيز نقل شده كه در پاسخ به گلايههای رهبر از علی اكبر ناطق نوری و تحركاتی كه در قم دارد و همچنين بيم از واكنشهای تحريك آميز احمد جنتي( نظير خانه نشينی دو هفتهای در جريان انتخابات مجلس هفتم و متقاعد ساختن همه به برگزاری انتخابات فرمايشی) گفته " فكر میكنم زمان برخی تغييرات در شورای نگهبان رسيده است!"
اين توصيه شاهرودی با توجه به حمايتی كه از جانب آيت الله واعظ طبسی میشود، با برخی توصيههای ديگران در همين ارتباط تفاوتهای اساسی دارد!