تو لحظاتی رو به خاطر آورده بودی که فوقالعاده نبودند. این یک مفهوم مربوط به زندگیست واقعیت هیچوقت اختلافهای مشخصی رو که ما با اصرار برای سهولت کارمون بهش
میبندیم تو خودش راه نمیده. عشق راه خودشو میره؛ تمایلات راه دیگر را.
میدونم که میفهمی. بذار علامتها برای دوست داشتن باقی بمونن
+ نوشته شده در
2009/5/14ساعت 19:35  توسط نابخشوده
|
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم ...
+ نوشته شده در
2009/5/10ساعت 21:46  توسط نابخشوده
|
یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون،میتواند مسیری ایجاد کند که قابل مشاهده است؛ فقط لازم است که بار داشتهباشد و انرژی..!
+ نوشته شده در
2009/5/2ساعت 9:39  توسط نابخشوده
|
عاشق سگي هستم که در حاصل
جمع صداي پاها، قوزک پاي
دزد را به دندان ميگيرد
+ نوشته شده در
2009/4/25ساعت 22:42  توسط نابخشوده
|