تبليغاتX
نابخشوده

نابخشوده

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

Oblivion...2

سنگ مقدس در اين جهان بسيار است
صيقل خورده به بوسه های لبان خشکيده از عطش.
ايمان به جسم بی جان روح می بخشد، ليکن
من جسم بی جان نيستم انسانی زنده ام من...

+ نوشته شده در  2007/8/18ساعت 0:32  توسط نابخشوده  | 

Oblivion...1

گذرگاهی صعب است زندگی؛
تنگابی در تلاطم و در جوش
ايمان، يکی چشم بند است؛
 ديواری در برابر بينش
به خيره مگو که ايمان کوه را به جنبش در می آورد
من کوه بی جان نيستم انسانم من!

+ نوشته شده در  2007/8/16ساعت 18:38  توسط نابخشوده  | 

جامعه

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند

و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد !

+ نوشته شده در  2007/8/9ساعت 19:54  توسط نابخشوده  | 

چشمانت

جهان پيشينم را انکار مي‌کنم،
جهان تازه‌ام را دوست نمي‌دارم،
پس گريزگاه کجاست!

اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟!
+ نوشته شده در  2007/8/5ساعت 23:5  توسط نابخشوده  | 

حافظ

دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش

زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است

+ نوشته شده در  2007/8/4ساعت 21:42  توسط نابخشوده  | 

پنجره

پنجره هم يك جور قاب است. تصوير زندگي را قاب مي كند.
و زندگي با تصاويرش از پنجره عبور مي كند.
گاهي دلم پرمي كشد كه تصوير پشت پنجره پايدار بماند.
مثل آبي آسمانِ در تابستان.
بماند. نرود.

دلم پَر مي كشد كه اين تصوير
بيايد. بماند
.
تا دلم قرار گيرد. به اندازهُ يك پنجره.
همين.
+ نوشته شده در  2007/8/3ساعت 18:6  توسط نابخشوده  | 

.:: تو ::.

رويايي شده اي
بلورين
بالاي دورترين قفسه
كه به سينه ام راه دارد
جايي كه دستم نمي رسد.

رويا كه باشي
و اين همه بالا
مي دانم مكعبي هست
بلورين و زيبا
فقط هست كه باشد
همين.

+ نوشته شده در  2007/8/3ساعت 17:3  توسط نابخشوده  | 

..برگشتم..

برگشتم ..

این مسجد همچین ما رو گرفته بود که نمیشد دل بکینم ازش
دلم می خواست اعتکاف میشد ۱ماه نه یک سال
نه اصلا تا آخر عمر می موندیم تو مسجد ...
خدا وکیلی تا دم در خونه که اومدم داشتم گریه می کردم ...
یه حال و هوایی داره که تا نباشی
نمی فهمی چی می گم ...  الان انگار یه چیزی کم دارم ....
دلم برای خودم می سوزه که چرا به خاطر بعضی
عقاید احمقانه تا حالا نرفته بودم اعتکاف ...
اینقدر آدم سبک میشه ....
 ان شا الله خدا برای شما هم نصیب کنه .....

+ نوشته شده در  2007/7/31ساعت 13:56  توسط نابخشوده  | 

اعتکاف

درود و آفرین دوستای گلم .

می خوام یه تجربه جدید بکنم .  دارم می رم اعتکاف . تا چهارشنبه دیگه نیستم. فک کنم اعتکاف جالب باشه . واسه اولین بار دارم می رم . تست می کنم خوب بود میگم شما هم برید .......

 

عجب حالی میده زبون محاوره ای ! متفاوت با همه پستای قلبی   . 

به امید دیدار تا  ۴ شنبه  ......

+ نوشته شده در  2007/7/27ساعت 18:41  توسط نابخشوده  | 

پای پیاده

پای پیاده می رود

قافلهء نگاه من

تا برسد به چشم تو

ای مه شامگاه من ...

+ نوشته شده در  2007/7/25ساعت 15:20  توسط نابخشوده  |