Oblivion...2
صيقل خورده به بوسه های لبان خشکيده از عطش.
ايمان به جسم بی جان روح می بخشد، ليکن
من جسم بی جان نيستم انسانی زنده ام من...
حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند
دولت فقر خدایا به من ارزانی دار
کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است
واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش
زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است
برگشتم ..
این مسجد همچین ما رو گرفته بود که نمیشد دل بکینم ازش ![]()
دلم می خواست اعتکاف میشد ۱ماه نه یک سال
نه اصلا تا آخر عمر می موندیم تو مسجد ...![]()
خدا وکیلی تا دم در خونه که اومدم داشتم گریه می کردم ...
یه حال و هوایی داره که تا نباشی
نمی فهمی چی می گم ... الان انگار یه چیزی کم دارم ....![]()
دلم برای خودم می سوزه که چرا به خاطر بعضی
عقاید احمقانه تا حالا نرفته بودم اعتکاف ...
اینقدر آدم سبک میشه ....
ان شا الله خدا برای شما هم نصیب کنه .....![]()
![]()
می خوام یه تجربه جدید بکنم . دارم می رم اعتکاف . تا چهارشنبه دیگه نیستم. فک کنم اعتکاف جالب باشه . واسه اولین بار دارم می رم . تست می کنم خوب بود میگم شما هم برید .......
عجب حالی میده زبون محاوره ای ! متفاوت با همه پستای قلبی
.
به امید دیدار تا ۴ شنبه ......