تبليغاتX
نابخشوده

نابخشوده

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

کسی که محتاج عشق است دردنیای تنهایی با محرومیت می سوزد وجزخدا کسی نمی تواند

انیس شبهای تار او باشد وجز ستارگان اشکهای او را پاک نخواهد کرد وجز کوههای بلند

رازو نیاز او را نخواهد شنیدو جز مرغ سحر ناله صبحگاه او را حس نخواهد کرد.

عشق است که روح مرا به تموج وا می داردوقلب مرا به جوش می آورد.استعدادهای نهفته

مراظاهر می کند ومرا از خودخواهی وخود بینی می راند.دنیای دیگری حس می کنم ودر

عالم وجود محو می شوم.

احساس لطیف،قلبی حساس ودیده ای زیبا بین پیدا می کنم.لرزش یک برگ ، نور یک ستاره

دور،موریانه کوچک،نسیم ملایم سحر،موج دریا و غروب آفتاب،همه روح مرا می ربایند

وازاین عالم مرابه دنیای دیگری می برند.اینها همه و همه از تجلیات عشق است.

+ نوشته شده در  2007/2/16ساعت 15:50  توسط نابخشوده  | 


و عشق عبارتست از محبتي كه از حد گذشته باشد و عشق با يافتن مراد بماند و شوق نماند پس هر

مشتاقي به ضرورت چيزي يافته است چيزي نايافته كه اگر از جمال معشوق هم يافته بودي آرزوش

نماندي و اگر هيچ نيافته بودي و ادراك نكرده هم آرزوش متصور نشدي! پس هر مشتاقي يابنده و نايابنده

باشد. و در شوق نقصي است زيرا كه نايافتن در وي ضروريست.

                                                                 "شیخ شهاب الدین سهروردی"

+ نوشته شده در  2007/2/14ساعت 15:9  توسط نابخشوده  | 

 

آنگاه که

ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني..

به خاطر بياور که زيبايي شهابها از شکستن قلب ستارگان است.

 

 

+ نوشته شده در  2007/2/11ساعت 16:12  توسط نابخشوده  | 

نمی دانم پس از مردن چه خواهم شد

نمي خواهم بدانم کوزه گر

 از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

ولي بسيار مشتاقم

که از خاک گلويم سوتکي سازد

گلويم سوتکي باشد

به دست کودکي گستاخ و بازيگوش

و او يکريز و پي در پي

دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدين سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را.

                                    «دکتر شريعتی»

 

+ نوشته شده در  2007/2/5ساعت 21:56  توسط نابخشوده  | 

 

حضور محترم برادر گرامي جناب آقاي جرج بوش

با درود بيکران به روح پر فتوح بنيانگذار آمريکا حضرت ابراهام لينکلن و با سلام و احترام به روان پاک شهداي ويتنام و جنگ با سرختپوستان و همچنين کشته شده هاي سونامي و ديگر سيلزده هاي روستاهاي امريکا- اينجانب محمود احمدي نژاد فرزند احمد متولد 1348 شماره شناسنامه 456 صادره از گرمسار وکالت بلا عزل از سوي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله امام خامنه اي (سه تا صلوات) دارم تا به شما نامه بنويسم و شما را از حمله به ايران و نابودي نظام مقدس جمهوري اسلامي منصرف کنم و شما را به صلح و صفا و دوستي و برابري و برادري و اينجور چيزاي غربزدگي دعوت کنم.

برادر جرج!

بياييد با هم آشتي کنيم. قهر کار بچه هاست. هرچه بوده تمام شد. ما يه خورده خامي کرديم و يه حرفايي زديم شما بيخودي جدي گرفتيد. بجان شما قضيه غني سازي و کيک زرد همش خالي بندي بود. فکر ميکرديم شما عقب نشيني ميکنيد. اصلا همه اين سيني کيک زرد که خريديم مال خودتون. ما نخواستيم. خوبه؟ راحت شديد؟

جرجي جان! نکند يه بار گول اون خانوم کاندوليزارايس را بخوري و دستور حمله بما رو بدي. ما ميتونيم با هم رفيق باشيم. ما ميتونيم به شما در همه زمينه ها کمک کنيم. مثلا ميتونيم برادران بسيجي مون را بفرستيم آمريکا برايتان اورانيوم غني کنند. ما ميتوانيم دستاوردهاي منحصر بفرد علمي خودمان را در زمينه کيک زرد و شله زرد را در اختيار دانشمندان شما قرار دهيم. اصلا ميتوانيم برايتان ژاندارم خليج فارس بشيم تا هرکس بدون مايو توي خليج فارس شنا کرد دستگيرش کنيم و تحويل شما بدهيم.

آقا جرج! بجاي اين همه فحش و دعوا بيا دست خانم بچه ها را بگير همين جمعه ناهار تشريف بياريد منزل ما. يه لقمه نون و پنير با هم بخوريم و دور هم جمع باشيم. اگه دوست داشتي خانم بچه ها را يه خورده زودتر بيار بزار منزل ما تا من و شما با هم بريم نماز جمعه. ميريم اون صف اول ميشينيم که تلويزيون ما را زياد نشون بده. بعد ميريم جلو لانه جاسوسي يه خورده شعار ميديم و برميگرديم خونه. نهاري رو با هم ميزنيم. بعد يه چرت بعد از غذا. بعدش هم فيلم سينمايي بعد از ظهر جمعه رو از صداو سيما نگاه ميکنيم. عصر وقتي هوا خنک شد خواستيد ميتونيد تشريف ببريد.

آقا جواد! (همان جرج سابق) خداي نکرده از دست من دلخور نباشي ها. من اگر گفتم اسرائيل بايد حذف شود بجون بچه هات شوخي کردم. ماشالله خودت فهميده هستي و سرت تو حساب و کتابه. ميدوني که ما اگه اين حرفا رو نزنيم چطوري مملکت رو اداره کنيم؟

ببين جرجي جان!اگر هم يه زماني هوس کردي که به ما حمله کني بالاغيرتن از قبل يه ندا به ما بده که زود دربريم و زير دست و پا له نشيم. چاکرتيم به مولا.

جواد آقا! منتظرتم روز جمعه. يادت نره. با خانم بچه ها. تعارف نميکنم. حتما تشريف بياريد. قدم تون رو چشم.

+ نوشته شده در  2007/1/29ساعت 23:30  توسط نابخشوده  | 

رحم *دنيا * مادر * شير * بغل * ماما * ددر * پستونک * پوشک * جيش * دندون * واکسن * نقاشي * مهد * کيف * دبستان * الفبا * جمع * تفريق * جغرافي * شلوار * توپ * پفک * ادامس * پلنگ صورتي * هادي و هدي * خونه مادر بزرگه * تابستون * پارک *راهنمايي * نمره * بلوغ * دين * نماز * روزه * پدرومادر * دبيرستان * جبر * کاراته * فوتبال *سينما * بدن سازي * خواهروبرادر *عشق؟؟ * عطر * دختر * خانوم * خوشگل * پسر * اقا * مهندس * کنکور * تست * رتبه * رشته * دانشگاه * بدبختي * امريکا * کانادا* ويزا * معافيت * هيچي * واحد * پاس * مشروط * همکلاسي چشم * دل * عشق * ديوونتم * تلفن * اس ام اس * انتظار * جواني * ساز * نارو * اولي و اخرين *تنفر * پاتق * سيگار * پارتي تنفر * تلافي *دلش *بي ديني *تنفر * شکستن *تنفر * به درک * فارغ التحصيل * تمام * خلاص * سربازي * تفنگ * اموزش * پايان خدمت * تمام * شروع * کار * حمالي * زحمت * تلاش * شندرغاز * پشتکار * پول * خواستگاري * گل * چاي * حلال * حلقه * جشن * رقص * شام * شب * مهموني * جامعه * کار * حامله * بچه * ونگ ونگ * گريه * پول * اجاره * گشنگي * حمالي * شب * پول * دعوا * شکستن * قهر * خونه بابا * ناز * منت * گل* خونه * کار * زن نامحرم * پسر * دختر * داماد * عروس * بابا بزرگ * نوه * پيري * سالمندان * ياس * نا اميد * سر خورده * بازنشستگي * بيمه * برونشيت * ارتروز * مريض * کيسه دوا * وصيت * ارث * سرطان * مرگ * کفن * قبرستان * گورکن * خاک * هفتم * چهلم * سال * صفر* تمام * نابود * نيست...........؟!؟!؟!؟!؟ * شایدم اصلا نبوده !!!
+ نوشته شده در  2007/1/27ساعت 17:0  توسط نابخشوده  |