+ نوشته شده در
2005/9/19ساعت 1:39  توسط نابخشوده
روزي اين جمله تمام حال مرا بازگو مي كرد . واژه واژه اش بوي
تنهايي مرا تمام و كمال مي پراكند. تازگي ها ، دلتنگي هايم زياد شده ،
اما ، دلتنگ بودن من معنايي ديگـر دارد !
حس امروز من ، حس دلتنگي ديروزم نيست .
دلتنگي ديروز من بوي غربت مي داد اما دلتنگي امروز مـن
دلتنگي خاطرات شيريـن است . دلتنگي امروز من دلتنگي آن
چشمان سياه هست ، امروز آسمان به رنگ چشمهاي توست و مـن
با نگاه به آسمان دلتنگ چشمان تو مي شوم ،
دلتنگ حرفهايمان مي شوم ، حرفهايي که هنوز نا تمام مانده است
و باز هم همان حکايـت هميشگي ... لحظه عزيمت تو فرا مي رسد ...
رفتن تو هر بار سخت تراز بار قبل است و من
هرگز نتوانسته ام با اين رفتن ها خو بگيرم .
مي داني ... حضور تو درون زندگي من ريشه دوانده !
و من حيران حضور تو در وجودم هستم ...
باز مي خواهم برايت بنويسم . از نوشتـن خسته نميشوم ...
چون مخاطبم تويي ... چون مي خواهم از عشقت بگويم ...
بگذار اين بار از دوري و فراق حرفي نزنم ...
مي خواهم از با هم بودن حرف بزنم . مي خواهم از با تو بودن بگويم ،
ازاينكه چه لذتي دارد گرفتن دست گرم تو
و غرق شدن در نگاه مهربانت و ......
مي خواهم براي يك بار هم كه شده فراموش كنم كه از تو اينهمه
دورم و براي ديدنـت بايد لحظه هاي ناتمام را بشمارم .
ديگربهانه نمي گيرم . من تمام بهانه هايم را گرفته ام .
وتو تمام آنها را مو به مو مي داني و با آنها اخت گرفته اي ...
ديگر بهانه نمي گيرم حالا من مي دانم كه تو چگونه فردا را برايم
خاطره مي سازي ، حالا من مي دانم كه تو چگونه حرف مي زني
حالا من مي دانم كه تو چگونه مي خندي ؟
چگونه پا به پاي من قدم برمي داري ؟
چگونه مرا به نام صدا مي زني ؟ ...
و تمام اينها در دفترخاطراتم ثبت مي شود .
من روزهايي را مي گذرانم كه تمام لحظه هايش در دفترم ثبت مي شود .
لحظه هايي از تو و با تو بودن ! امروز باد مي آيد !
و من مي دانم ، هر روزيكه باد بيايد خبر از تو دارد .
خبر از تو و از خاطره هايي كه جاي پاي تو در آنها خودنمايي مي کند .
امشب باز هم براي تومي نويسم
+ نوشته شده در
2005/9/6ساعت 3:6  توسط نابخشوده
کبر گنجی به زندان اوین منتقل شده اما ظاهرا ممنوع الملاقات است و کسی نمی داند در چه شرایطی است و در این مدت بر او چه گذشته و اکنون در چه وضعی است. همسر گنجی روز گذشته گفت: همسرم را از بيمارستان به زندان اوین منتقل کرده اند. من پس از اطلاع از این انتقال توسط مطبوعات به اوین مراجعه کردم تا او را ببینم، اما گفتند ملاقات با او فقط با اجازه دادستانی (مرتضوی) ممکن است. این خبر را عباس خاميزاده، رييس زندان اوين نیز تائید کرد و گفت: اكبر گنجي هم اكنون در بند عمومي اوين است و دوران محكوميت خود را طی می کند و براي انجام ملاقات بايد اجازه دادستاني وجود داشته باشد.
+ نوشته شده در
2005/8/29ساعت 0:39  توسط نابخشوده
|