تبليغاتX
نابخشوده

نابخشوده

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

+ نوشته شده در  2005/7/18ساعت 3:52  توسط نابخشوده 

گويند,واعظي بر منبر گفت..مرداني كه از زنان خود راضي اند بنشينند وديگران برخيزند. همه بر خواستند جز يك تن كه همچنان نشسته بود.واعظ گفت ..تو از زن خويش خرسندي؟ گفت من هم زنم پايم را شكسته,نميتوانم بر خيزم.

 شخصي با دوست گفت پنجاه من گندم داشتم,تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند. او گفت من نيز پنجاه من گندم داشتم ,تا موشان را خبر شد من تمام خورده بودم.


 شخصي از طفلي سوال كرد,كه اگر گفتي خدا كجاست؟يك اشرفي بتو خواهم داد. ان طفل در جواب گفت..اگر گفتي كه خدا گجا نيست دو اشرفي بتو خواهم داد.(چقدر بده ادم اينطوري كنف بشه)

 


شخصي از نابيايي پرسيد كه حق تعالي چيزي را بي فايده و عبث نيافريده, از نابينايي تو چه متصور است؟ اينكه صورت چون تويي را نديدن.

+ نوشته شده در  2005/7/5ساعت 20:51  توسط نابخشوده 

 

همه جایز الخطا هستند و همه فرصت جبران دارند...
حتی موجودات خوش قیافه ی کارتن خواب!
حتی دانشجویان سال آخر دانشکده پزشکی!
حتی راحیلا و سیصدو شصت ثانیه اش !
حتی یا هو مسنجر من!
همه و همه به جز آدمها!
آدمها خطا های جایزی هستند از سوی خداوند
و این داستان ادامه دارد ...

تا روزی که خدا دیگر خطایی نکند
و همه جایز الخطا شوند
حتی آدمها!

+ نوشته شده در  2005/6/30ساعت 7:46  توسط نابخشوده