تبليغاتX
نابخشوده

نابخشوده

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

عشق

+ نوشته شده در  2005/1/12ساعت 22:23  توسط نابخشوده 

خزان

حریق خزان بود!

همه برگ ها آتش سرخ،

همه شاخه ها شعله زرد،

درختان همه دود پیچان

به تاراج باد!

و برگی که می سوخت،

می ریخت،

می مرد.

و جامی_ سزاوار چندین هزار آفرین_

که بر سنگ می خورد!

من از جنگل شعله ها می گذشتم

غبار غروب

به روی درختان فرو می نشست.

و باد غریب،

عبوس، از بر شاخه ها می گذشت،

و سر در پی برگ ها می گذاشت.

فضا را صدای غم آلود برگی، که فریاد می زد،

و برگی که دشنام می داد،

و برگی که پیغام گنگی به لب داشت

لبریز می کرد.

و د رچشم برگی که خاموش خاموش می سوخت

نگاهی که نفرین به پاییز می کرد!

حریق خزان بود

من از جنگل شعله ها می گذشتم

همه هستی ام جنگلی شعله ور بود!

که طوفان بی رحم اندوه،

به هر سو که می خواست، می تاخت،

می کوفت، می زد،

به تاراج می برد!

و جانی،

که چون برگ،

می سوخت،می ریخت، می مرد!

و جامی

- سزاوار نفرین!-

که بر سنگ می خورد!
+ نوشته شده در  2005/1/7ساعت 3:17  توسط نابخشوده 

روزهای هفته ایرانی

روزهای هفته ایرانی
تفاوت سالنامه پارسی با هجری تازی ۱۱۸۰ + سال است.

کیوان شید : شنبه
مهرشید : یک شنبه
مه شید : دوشنبه
بهرام شید : سه شنبه
تیر شید : چهارشنبه
اورمرزشید : پنج شنبه
ناهید شید : جمعه
+ نوشته شده در  2004/12/23ساعت 18:38  توسط نابخشوده 

و یک دروغ، به رنگ خوش صداقت محض

و دل که باز پرید و دوباره یک حماقت محض

+ نوشته شده در  2004/12/21ساعت 21:52  توسط نابخشوده