تبليغاتX
نابخشوده

نابخشوده

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

+ نوشته شده در  2009/9/29ساعت 11:54  توسط نابخشوده  | 

+ نوشته شده در  2009/6/17ساعت 7:36  توسط نابخشوده  | 

حرفی داری بگو
ولی نه اینچنین خشمگین
نه اینچنین ظالمانه
اینگونه بر شیشه مکوب

باران باش...

ببار....

+ نوشته شده در  2009/5/31ساعت 19:50  توسط نابخشوده  | 

تو لحظاتی رو به خاطر آورده بودی که فوق‌العاده نبودند. این یک مفهوم مربوط به زندگی‌ست واقعیت هیچ‌وقت اختلاف‌های مشخصی رو که ما با اصرار برای سهولت کارمون بهش می‌بندیم تو خودش راه نمی‌ده. عشق راه خودشو می‌ره؛ تمایلات‌ راه دیگر را. می‌دونم که می‌فهمی. بذار علامت‌ها برای دوست داشتن باقی بمونن

+ نوشته شده در  2009/5/14ساعت 19:35  توسط نابخشوده  | 

گفت و گو آیین درویشی نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت

ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم ...

+ نوشته شده در  2009/5/10ساعت 21:46  توسط نابخشوده  | 

یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون،می‌تواند مسیری ایجاد کند که قابل مشاهده است؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد و انرژی..!

+ نوشته شده در  2009/5/2ساعت 9:39  توسط نابخشوده  | 

عاشق سگي هستم که در حاصل
جمع صداي پاها، قوزک پاي
دزد را به دندان ميگيرد

+ نوشته شده در  2009/4/25ساعت 22:42  توسط نابخشوده  | 

غروب جمعه انگار آفریده شده تا نمک به زخم های کهنه بپاشد . بی خبر از اینکه زخم کهنه با نمک نمی سوزد ...

+ نوشته شده در  2009/4/17ساعت 20:3  توسط نابخشوده  | 

وقتی ماهی را از آب بگیری تازه می فهمد که معنای آب چیست !

+ نوشته شده در  2009/4/17ساعت 19:41  توسط نابخشوده  | 

تو

قشنگترین اشتباهِ منی !

+ نوشته شده در  2009/4/5ساعت 11:27  توسط نابخشوده  |