تو لحظاتی رو به خاطر آورده بودی که فوقالعاده نبودند. این یک مفهوم مربوط به زندگیست واقعیت هیچوقت اختلافهای مشخصی رو که ما با اصرار برای سهولت کارمون بهش
میبندیم تو خودش راه نمیده. عشق راه خودشو میره؛ تمایلات راه دیگر را.
میدونم که میفهمی. بذار علامتها برای دوست داشتن باقی بمونن
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم ...
یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون،میتواند مسیری ایجاد کند که قابل مشاهده است؛ فقط لازم است که بار داشتهباشد و انرژی..!
غروب جمعه انگار آفریده شده تا نمک به زخم های کهنه بپاشد . بی خبر از اینکه زخم کهنه با نمک نمی سوزد ...